قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

112

ارشاد الزراعه ( فارسى )

فخرى را سه پنك و اميرى را شش پنك و بيدانه را چهار پنك و آبى را نه پنك و صاجى را چهار پنك و نخشبى را سه پنك و شاه انگور را سه پنك و خليلى را سه پنك و رواجه را بدستور آبى و ملاجى را سه پنك و ساير انگورها را فراخور زور گذاشته زوايد را ببرند و سر كلاغ و دل كلاع كه بر نخ تاك باشد به تمام بريده پاك سازند و اگر گذارند مورچه جا كرده مغز تاك را مىخورد و تاك خشك مىشود . جالينوس حكيم گويد در معرفت فضول تاك و فضول تاك عبارت است از تاكهاى باريك كه از اطراف و جوانب تاك اصل بيرون مىآيد هريك از آنها كه انگور نداشته باشد بدست قطع كنند و آهن به آن نرسانند و فضول تاك نو را البته بايد قطع كرد و بعضى از اهل فلاحت از فضول آنچه قوى باشد قطع كنند و همچنان بگذارند . اما وقت تاك بريدن ما بين اول دلو و اول حوت است و بعضى تاك آن وقتى برند كه انگور چيده باشند و برگ‌ريز بود و اين اولى است چو تاك قوت مىگيرد و انگور آينده قويتر مىشود و در بهار تاك بريدن بيش از آنكه انگور او بيرون آيد تاك را ضعيف مىكند بسبب آبى كه در آن وقت از تاك مىچكد و سرما زودتر در آن تاثير مىكند و بعضى گفته‌اند كه بريدن تاك در خزان بهتر است اما هر تاك آن‌قدر از فضله آنكه مىبايد بريد چهار دانگ در خزان بايد بريد و دو دانگ بگذارند كه در بهار ببرند به جهت آنكه سرماى زمستان گاه باشد كه به آن موضع بريده اثر كند و يك دو چشمه آن را خشك كند و ارهء كه به آن تاك برند تيز بايد و تاك بريدن در وقت نقصان نور ماه بايد و بهتر آن بود كه در محاق بود . و اگر تاك پرزور باشد و كوتاه ببرند ديو تاك شده انگور نمىدهد و مشهور است ميان دهاقين كه چهار دانگ تاك برى و تربرى است و دو دانگ انبار و آب‌دارى . نخ زيادتى و زنجيره كه سبز شده باشد به تمام بريده و پاك سازند و بعد از ازتك جويه يك وجب گل برداشته لوير بندند و انبار و خاك شيرين ريزند و از هر دو جانب جويه خاك تراشيده و بر روى آن ريزند و پشت پل را گردانيده بطريقى شديار نمايند كه علف سبز نشود و از اول حمل تا پانزدهم جوزا آب ندهند جهت آنكه تاك در روش نشود و در سايه